صبح یک روز شیرازی
سلام عشقااااااااااااااااای من. سلام دوس جونیای من.
صبح روزای برفی تون بخیر. 
امروز صبح یک روز زیبا است و من هم اکنون شیرازم. هوا فوق العاده. مدتها بود شیراز زیبا رو به دید روشن ندیده بودم.
و دیروز از لحظه لحظه زمانهای حضورم و از جای جای مکان هاش لذت بردم.
امروز صبح از وبلاگ سپی عزیز دیدم در مورد یکی از دوستان که به تازگی همسرش رو از دست داده یاد شده. با خوندن خاطرات ساچلی عزیز به شدت ناراحت شدم و بغض بدی گلوم رو گرفت.
چند وقت پیشا تو تی وی داشت در مورد شایعات نابودی زمین میگفت. که تمام لوازم الکتریکی و هسته ای از کار میوفته و با جا به جا شدن دو قطب زمین، مسیرهای طلوع و غروب خورشید عوض میشه. درسته که اینها همش شایعست. اما آدم رو تکون میده که وااای خدا چقدر دنیا کوچکه. چقدر زود میگذره. چقدر زندگی ناپایداره و قیامت چه اومدنیه.
با خودم گفتم واقعا ارزش داره آدم خودش و زندگیشو و سر حرف مردم مشوش کنه؟؟ ارزش داره به خاطر حرف آدمایی که خودشون هم فنا شدنی هستند زندگی به این زیبایی و دنیای به این قشنگی رو به خودش تلخ کنه؟؟.
واقعا ارزش داره؟؟ این اواخر با خودم فکر میکنم شهر ما 10 سال از خشکسالی رنج برد. خیلیا سر بقیه رو کلاه گذاشتن. به خیلیا تو این دنیا ظلم شد و لی همه اونا تموم شد. کمی که فکر میکنیم میبینیم چه خدای بزرگیییییی داریم. خدای ما خیلی خیلیییییی بزرگه.
همین پاییز رو در نظر بگیرید. نعمت و لطف خدا از بی وقفه داره میاد. شهر ما مدتها بود بارون به این زیبایی رو ندیده بود.
با خودم گفتم بهتر نیست به جای فکر کردن به حرفهای این و اون، به جای نگرانی برای نابودی جهان، از پاییز زیبایی که امسال خدا برامون رقم زده لذت ببریم. پاییزی پر از نعمت و برکت. که به همه به یک اندازه میرسه. بارونی که خدا با لطف و محبت بدون هیچ منتی به همه بنده هاش به یک اندازه میده. و براش مهم نیست این برف و بارون زیبا الان روی خونه یه مرفه جامعه بریزه یا فقیر ترین خونواده. اینجا دیگه پارتی بازی در کار نیست و خدا نگاه نمیکنه ببینه کدوم یکی پولدارتره و رو بومش و تو حیاطش بیشتر برف و بارون بریزه. اینجا همه با هم برابرند.
همه در دریافت رحمت الهی یکسانیم. دیگه هم نه مالیاتی باید بدیم نه عوارض نه آبونمان و نه هیچ چیز دیگه. دیگه کسی نمیتونه آب بارون بچه یتیمی رو بدوزده که باغ هاش آب نره تا مجبور بشه بفروشه. دیگه کسی نیس جلو رحت الهی به مزارع رعیت جامعه رو بگیره.
اینجاست که به خودت میایی و میبینی حتی نمیتونی بگی خدایا شکرت.
دوستای عزیزم ازتون میخوام برای همسر ساچلی عزیز طلب مغفرت کنید و از خدا میخوام به ساچلی عزیز صبر بی حد بده و خدا با وجود دختر نازنینش براش جبران کنه. چون خیلییییی خیلییییی سخته.
راز و نیاز هفته: خدایا بابت همه نعمتهات شکر. خدایا بابت زندگی شیرینی که بهمون دادی شکر. خدایا شکرت که به ما فرصت زندگی دادی. خدایا شکرت که به من همسری دادی که به قول سهراب پاکتر از برگ گل. خدایا شکرت که به ما نعمت بزرگ سلامتی دادی. خدایا مامانم رو همیشه سالم و سرحال نگه دار. خدایا خونوادم رو به تو میسپارم خودت حافظشون باش.
پی نوشت١: خدایااااااااااااا شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت.
پی نوشت2: همسرم عاشقتم و همیشه پشتیبان و همراهتم.![]()
پی نوشت3: ارزش دنیا به اندازه فاصله زمانی یک خواب است. با خوابی دنیا از ظلم و ستم به خوبی و نیکی عوض میشه. با فاصله زمانی یک خواب همه ادمها با هر نوع ثروتی نابود میشود و آدم های جدید جایگزین میشن. و تنها چیزی که برامون میمونه اعمال و رفتاریه که از خودمون جا گذاشتیم. دنیا با همه پستی و بلندیهاش گذاراست.
این نیز بگذرد.
پی نوشت 4: زیادی حرف زدم. دوستتون دارم. 


صبح یک روز شیرازی
